با سلام به وبلاگ آموزش کلاس دوم خوش آمدید باآرزو سلامتی براي همكاران ودانش اموزان عزيز)(سالها مشعل ما پیشرو دنیا بود چشم دنیاهمه روشن به چراغ ما بود ... )) .... ...

     &(  

آموزش کلاس دوم دبستان
معلم کلاس دوم دبستان دخترانه هجرت فولاد شهر  
اجازه بدیم بچه ها بازی کنند و تجربه کنند و لذت ببرند و درنتیجه اش به احساس رضایت و شادی درونی برسند. باور کنید برای آموزش دیر نمیشه. اینکه همه جای دنیا سن آموزش رو از 7 سالگی درنظر گرفته اند اتفاقی نیست. کودک وقتی با اشکال هندسی بازی میکنه و هزار جور کنار هم میچیندشان و روابطشان را میبیند، در مغزش نقش میبندد و بعدها بسیار راحت و آماده است برای بکار بردن و استفاده از آن روابط. حالا 8 سالگی بفهمد که اسم یکی ذوزنقه است و دیگری لوزی. او همه چیز را در مورد آنها کشف کرده و آخرین چیز اسمشان است که یاد میگیرد و حفظ میکند. کودکی که با انبوهی از لگو یا آجره یا هر ساختنی دیگری بازی کرده و هرچه خواسته ساخته و خراب کرده خیلی عالی درک میکند که چطور از یک قطعه غیر قابل تجزیه میشود همه چیز ساخت. چه اتفاقی میفتد اگر چند سال بعد یاد بگیرد که اسم آن عنصر تجزیه ناپذیر اتم است. او یاد گرفته که میشه ساخت و خراب کرد و اصلاح کرد و همزمان شاد بود و خندید. میشه کس دیگری از نتیجه ساخت تو چیز دیگری بسازد. اینها درسهای زندگی است که کودک در اتاق بازی تجربه و کشف میکند اگر به او اجازه دهیم. روزهای کودکانمان را با بن بن بن و ... خراب نکنیم.

[ 93/06/09 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

      « مشارکت های مردمی» یکی از عبارتهایی است که امروزه در آموزش و پرورش رایج  شده و منظور از آن شیوه هایی است که به وسیله ی آن ها مردم با استفاده از  توانایی های خود ، خدمات کمی و کیفی به آموزش و پرورش ارائه می دهند. از آنجا  که منابع دولتی برای امر مهم آموزش و پرورش محدود و جمعیت جوان کشور رو به  افزایش است ، ضرورت استفاده از مشارکت های مردمی بیش از گذشته احساس می شود.متولیان آموزش و پرورش در سطح کلان برآن شده اند ، ضمن نهادینه کردن مشارکت   های مردمی و برنامه ریزی جهت جلب و جذب این مشارکت ها ، بخشی از نیازمندی های آموزشی و پرورشی را تأمین کنند. بدون تردید ، این مهم می تواند با استفاده از  قابلیت های گوناگون خانواده ها عینیت یابد. تجربه ی کشورهای موفق در آموزش و  پرورش گواه این ادعا است که مشارکت اولیاء در ارائه ی خدمات آموزشی و پرورشی  به مدرسه ها ، همواره با اثربخشی چشمگیر، ثبات برنامه ریزی و موفقیت همراه  بوده است.

      اهمیت موضوع:

      مشارکت واقعی و جدی قشرهای متفاوت مردم در اداره ی امور جامعه و بیش از هر جا  در آموزش و پرورش و در سنگر مدرسه معنای درست خود را پیدا می مند. این مشارکت در صورتی تحقق می یابد که بهترین روابط ، یعنی حسن تفاهم ، اعتماد ، همدلی ،  هم اندیشی و صمیمیت میان اولیاء و مربیان برقرار باشد.

      موانع و کاستی ها:  بقیه در ادامه مطلب. 

 




ادامه مطلب
[ 93/06/02 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

خدایا شکرت بابت همه خوبیهات

هم روزهای خوب دیده ام.. هم روزهای بد..

خدایا ازت میخوام آنچه که نیاز دارم رو بهم بدی

نه هرچیزی که میخوام رو..چون گاهی وقت ها آرزوم کوچیکه اما شایستگیم بیشتره وشایدم بالعکس!

به خاطردوستان اندک ولی بامرام از زندگی ام لذت میبرم

ادمهای بی خردی رو تو جامعه ای که زندگی میکنم میبینم

   ولی از طرفی                                           

انسانهایی هستند که برای شادی و خوشبختی دیگران تلاش میکنند که سرانجام یک روز منور خواهند گشت

لبخند

[ 93/06/01 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]
ده چیز که مانع ١٠ چیز دیگر است:
١. غرور، مانع یادگیری
٢. تعصب، مانع نوآورى
٣. کم رویی، مانع پیشرفت
٤. ترس، مانع ایستادن
٥. تخیل، مانع واقع بینی
٦. بدبینی، مانع شادی
٧. خودشیفتگی، مانع معاشرت
٨. شکایت، مانع تلاش گری
٩. خودبزرگ بینی، مانع محبوبیت
١٠. عادت کردن، مانع تغییر ...

[ 93/05/28 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد...

در راه با یک ماشین تصادف کرد و اسیب دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین در مانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد را پانسمان کردند.سپس به او گفتند: ((باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت اسیب ندیده)) پیرمرد غمگین شد،گفت عجله دارد و نیازی به عکس برداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.پیرمرد گفت:همسرم در خانه سالمندان است.هر روز صبح به انجا می روم و صبحانه را با او می خورم.نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت:خودمان به او خبر می دهیم.پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متاسفم،او الزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا نمی شناسد!! پرستار با حیرت گفت:وقتی نمیداند شما چه کسی هستید،چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته،به ارامی گفت:
 اما من که می دانم او چه کسی است

 

[ 93/05/28 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.

خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد؛ زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو باز خواهی گشت، وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.

انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا گفت: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداش به گزیدن توست.

عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و صبوری را. واین آغاز انسان بود.

[ 93/05/12 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.  ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.  بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.  کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.  کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.  بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.  کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.  پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.


 

[ 93/05/04 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

کودک بیش فعال

 

کودک بیش فعال

بیش فعالی در بیشتر موارد علت واضحی ندارد اما نکته مهم در این میان ژنتیک و عوامل بیولوژیک است که نقش مهمی در بروز این اختلالات در کودک دارد.

 

بیش فعالی یک اختلال رفتاری شایع است که حدود 8 تا 10 درصد از کودکان سنین پیش دبستانی به آن مبتلا هستند. کودک بایستی حداقل معیارهای ابتلا به بیش فعالی را داشته باشد و چنین نیست که هر کودکی که شیطنت دارد را جزء کودکان بیش فعال به حساب آوریم بلکه باید در نظر داشت که بیش فعالی باعث می شود عملکرد کودک افت واضحی پیدا می کند.

 
تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان، همکلاسیها، اولیای مدرسه را دچار مشکل می کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان به ویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت به سزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.



ادامه مطلب
[ 93/04/29 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]

مشغله روزانه شما چیست؟ کار کردن در اداره، رسیدگی به امور خانه و خانواده و یا...  با وجود مسئولیت ها و مشغله های فکری متعدد آیا می دانید که چگونه عشق و علاقه واقعی خود  را به فرزندانتان ابراز نمایید؟ فرصت های کوتاهی را که در اختیار دارید به بهترین شکل مورد استفاده قرار دهید

با تشويق كودك، به او مي‌آموزيد كه بيشتر اوقات، خود را در بالاترين حد شاد زيستن قرار دهد. در ادامه نکاتی برای عشق ورزی به کودکان را مشاهده میکنید.

1. به كودكتان عشق بورزید

بچه‌هایی که عشق را تماس فیزیکی می‌دانند از ناز و نوازش لذت می‌برند. کودک خود را ببوسید برایش قصه بگویید، با هم شعر بخوانید، همراهش به تماشای فیلمی بنشینید یا با او بازی کنید.

بوسیدن کودک

پسرهایی که علاقه‌شان را از طریق تماس فیزیکی ابراز می‌کنند از اینکه با شما کشتی بگیرند، لذت می‌برند. وقتی کمی بزرگ‌تر شوند شاید با این نوع تماس‌های فیزیکی احساس راحتی نکنند اما یک آغوش گاه و بی‌گاه، نوازش شانه، بازو یا پشت می‌تواند جایگزین خوبی باشد.

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
[ 93/04/17 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]
عمو زنجیر باف، زنجیر منو بافتی ؟؟... پشت کوه انداختی....
 
 

عمو زنجیر باف

 

یادش بخیــــــــــــر

 

همش تقصیر توست عمو زنجیـــــــر باف

 

کاش وقتی پرسیدم میگفتی : نـــــــــــه

 

شاید دستمان از هم جدا نمیشـــــــد...

 

و کودکی هنوز ادامه داشت.

 

[ 93/04/05 ] [ ] [ فاطمه شکرانه ] [ ]
درباره وبلاگ

بهترین سال های عمرم را در کنار زیبا ترین گل های گلزار هستی یعنی دانش آموزانم گذرانده ام صفای نگاه معصومشان و معصومیت گفتار شیرینشان لحظاتی فراموش نشدنی را برایم خلق کرده است
لینک دوستان
برچسب‌ ها
امکانات وب